مير تقي الدين كاشاني
348
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
همه ساز شوق سازم به نواى بينوايى * همه راز عشق گويم به زبان بىزبانى * * * ز طالعم عجب آمد كه ماه اوج كمال * طلوع كرد در اين برج بعد چندين سال زهى شرف كه بر اين بوم سايهء تشريف * هماى عزم تو انداخت اى همايون فال دلم به قلب زمستان شكفت از آمدنت * چو غنچه فصل بهاران ز رهگذار شمال بود بهار ز هجرت چو فصل دى ناخوش * خوش است قلب زمستان به نوبهار وصال نويد آمدنت تا رسيد مرغ دلم * نمود سوى تو پرواز بهر استقبال ز شوق مقدم فرخندهء تو جارى شد * زبان شكرگزارم بدين خجسته مقال كه اختر فلك فهم خواجه عبدى بيگ * هزار شكر كه آمد به دولت و اقبال تويى خلاصهء ارباب نظم و غير تو نيست * مميّزى كه تميز سخن كند الحال عروس معنى رنگين به صورت مطبوع * كند در آينهء خاطر تو عرض جمال مثال صفحهء تصوير لوح خاطر تو * مصوّر است به تصوير نقشبند خيال فلك طلسم و در او عقل گشته سرگردان * برد مهندس فكر تو ره بدين اشكال نشد مثال تو صورت نگارِ خط پيدا * كه در قلمرو اين فن تويى عديم مثال بدان مثال بود سطر نامه با قلمت * كه شاخ سنبل نورس فتد بپاى نهال ز صاحبان عمل چون تو با همه قدرت * ميان آدميان نيست يك فرشته خصال تو را ز ثبت عملهاى ديگران چه گناه * فرشته نيز نويسد جريدهء اعمال چو آفتاب به هر ذره آنكه دارد مهر * تويى كه ذات تو را ذرّهاى مباد زوال يكى منم كه در ايّام دولت تو كنم * هزار شكر به درگاه ايزد متعال مرا ز غايت اخلاص خويش معلوم است * كه در رعايت مخلص نمىكنى اهمال شود ز چشمهء چشم آب و دانهام حاصل * ببين كه چيست در اين موضعم ز عين المال دهند زرع مرا آب قطرههاى سرشك * ولى چه بهره دهد آبيارى اطفال سلوك اگر نكشم در معاش دهقانى * حرام بر من درويش آب و نان حلال چو مرغ قافيه سنجم به دولت تو مگر * ز گرد محنت اين خاكدان فشانم بال